الشيخ باقر شريف القرشي ( مترجم : سيد حسين محفوظى اهوازى )

32

حياة الإمام الحسين ( ع ) ( زندگانى حضرت امام حسين ع ) ( فارسي )

برابر حكومت امام را اعلام نمودند . ( 1 ) اما « عايشه » ، او مىخواست كه خلافت را به خاندان خود بازگرداند و او نخستين كسى بود كه آتش قيام بر ضد عثمان را شعله‌ور ساخت و احساسات مردم را بر ضد وى بر مىانگيخت مىگفت : « بكشيد نعثل « 1 » را كه او كافر شده است » . ( 2 ) وى كوشيد تا « طلحه » را براى خلافت نامزد نمايد و در هر مناسبتى از او به بزرگى ياد مىكرد ، اما سرانجام به احساسات خاص خود كه سرشار از مهر و محبت نسبت به خواهرزاده‌اش ، « عبد اللّه بن زبير » بود ، پاسخ مثبت داد و او را براى اقامهء نماز ، نامزد نمود و او را بر طلحه مقدم داشت . ( 3 ) اما در مورد بنى اميّه ، آنها از امام خواسته بودند اموالى را كه در زمان عثمان به دست آورده بودند ، به آنها واگذار نمايد ، ولى امام نپذيرفت آنچه را كه آنان از مال امّت ، اختلاس كرده بودند ، به آنها واگذار كند و لذا دشمنى نسبت به آن حضرت را آشكار ساخته و دست به كار ايجاد فتنه و اختلاف شدند . ( 4 ) به هر حال ، ناكثين ، هدفى اصلاحى و يا دعوتى به سوى حق نداشتند و انگيزه‌هاى آنان منيّت ، طمع‌ورزى و كينه‌توزى نسبت به امام بوده است كه آن حضرت خود ، نفس رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله و باب مدينهء علم ايشان بود . ( 5 ) معاويه و فريب دادن زبير « معاويه » از اهداف زبير و طلحه اطمينان حاصل كرد ، لذا به نوبهء خود به فريب و تحريك آنان پرداخت تا از آنها نردبانى براى رسيدن به اهداف و مقاصد

--> ( 1 ) « نعثل » : پيرمرد احمق .